جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
168
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
بدنهايى كه روحهاى ايشان چسبيده به محل اعلى و عالم قدس مىباشد . يعنى همان بدن آنها در دنيا مىباشد و اما دل آنها علاقهاى به دنيا ندارد و علاقه آن به عالم عقبى مىباشد و اين طايفهاند كه خليفههاى خداوند مىباشند در زمين و خوانندهاند مردمان را به دين خداوند ، آه آه بسيار مشتقام به ملاقات و ديدن آنها و اين قسم اشارت است به علماى به علم ظاهر و باطن هر دو و به علماى به علم ظاهر كه علماى حقانى و عامل به علم خود مىباشند . بلى ، هر كراكمند عنايت در گردن اوفتاد همانجاى افتاد و هركرا به سلسله قهر بر بستند در آنجا بربستند . هركرا اين عشق بازى در ازل آموختند * تا ابد در جان او شمعى ز نور افروختند و آن دلى را كز براى وصل او پرداختند * همچو بازش در دو عالم ديدگان بردوختند پس در اين منزل چگونه تاب هجرارند باز * بىدلانى كاندر آن منزل بوصل آموختند لا جرم چون شمع كاه از هجر او بگداختند * گاه چون پروانه بر شمع وصالش سوختند در خرابات فنا ، ساقى چه جام اندر فكند * هر چه بود اندر دو عالمشان بمىفروختند